تبليغاتX
***تولد دوباره زیر باران***


***تولد دوباره زیر باران***

 به نام او...

 

نهیب تند بادی وحشت انگیز

رسد همراه بارانی بلاخیز

به سختی می خروشم "های باران"

چه میخواهی ز ما بی برگ و باران ؟

برهنه بی پناهان را نظر کن

در این وادی قدم آهسته تر کن

شد این ویرانه ویران تر چه حاصل ؟

پریشان شد پریشان تر چه حاصل ؟

تو که جان میدهی بر دانه در خاک

غبار از چهره ی گل میکنی پاک

غم دل های ما را شست و شو کن

برای ما سعادت آرزو کن

 

باتو میگویم:

سر منشاء کردار نکو معرفت است   از جهل بود هرآنکه بدخو صفت است

بر دلم بود که بی دوست نباشم هرگز   چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود


یاس

یاعلی...

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 10:57 توسط نسرین| |

بسم رب شهدا و صدیقین

 

مراحل پایانی ساختمان منزلمان رو به اتمام بود. پسرم خیلی کمک کرده بود..طوری که دستهایش تاول زده بود. عصر بود..خسته از سر کار آمده بودیم که گفت:پدر.. دیگر کار ساختمان به سر رسیده اگر اجازه بدهید میخواهم به منطقه برگردم. گفتم: پسرم تو به تناسب سنت(به کسر س) خدمت کرده ای..تو بمان.. انهایی که نرفته اند بروند! چیزی نگفت. ساکت نشسته بود. وقت نماز که شد جانمازم را باز کردم تا نماز بخوانم. دیدم آمد و جانمازم را جمع کرد و در جواب اعتراض من گفت: "این همه بی نماز هست! اجازه بدهید کمی هم بی نمازها نماز بخوانند!!"

سر جایم نشستم دیگر چه می توانستم بگویم؟ خیلی زیبا..بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقم را داده بود.

"پدرشهیدجوادموسوی"                                                                                                                                                  

باتو میگویم:

جهان هرکس به وسعت فکر اوست.

خداوندا.. نه تو مانند من تنهایی و نه من مانند تو بی نیاز...

شادی را علت باش نه شریک و غم را شریک باش نه دلیل.


شروع کردم به خوندن واسه سال بعد. اگه کمتر میام یا کمتر بهتون سر میزنم ببخشید... ممنون برای همه ی مهربونیاتون. دعا یادتون نره...

آهنگ وبلاگ "دلنوازان"..

یاس

یاعلی...

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 15:41 توسط نسرین| |

به نام دوست

 

 ناودانها شرشر باران بی صبری است

آسمان بی حوصله .. حجم هوا ابری است

 

کفشهایی منتظر در چارچوب در

کوله باری مختصر لبریز بی صبری است

 

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری است

 

و سر انگشتی به روی شیشه های مات

بار دیگر می نویسد: "خانه ام ابری است".

 

قیصر امین پور

 

با تو می گویم:

خروش ابرهایت ارغوانی    دل نیلوفرینت آسمانی

یاس در باد

یاعلی...

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 13:33 توسط نسرین| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

شبنم آهنگ

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ